این متن وخودم واس مرگ برادرم نوشتم حالابرای ابرازهمدردی باشمافاطمه خانم اینجامیذارمش.من و توغم خودت شریک بدون

قلم در دست بی احساس و لرزانم //سکوت کاغذ و اشک و غم و ماتم //دلم تنهاکنارساحل یادت//غروب خنده های مبهمم راموج میفهمد//به عشقم عقل میخندد زاهم ماهیانی مست میرقصند و هردم باده مینوشم زباران دو چشمانم //نسیم اهسته میبافدبه دستش گیسوانم را // تنم باغربتی دیرینه میتازد نفس درسینه ام بی تاب و سرگشته //سلام مرگ نزدیک است و من مشتاق دیدارش